مایکل گابلینی
  • و ضمن معرفی خود، توضیح مختصری در مورد کار حرفه ای طراحی ارائه دهید.

 شرکت من یک استودیوی طراحی بین رشته ای با تخصص معماری و طراحی داخلی است. در واقع ما مرکز قدرتمند طراحی هستیم که ایده های تازه تولید می کنیم و گروههای طراحان و هنرمندان راديه جمع می کنیم تا با همکاری هم پروژه ها را انجام دهیم. کار من در سال ۱۹۹۰ آغاز شد، درست زمانی کدا ایتالیا بازگشتم. البته زندگی در ایتالیا به من نگرش خوبی داد که توانستم بر اساس آن کار را شروع کنم

  • و چه کسانی در آموزش طراحی، استاد شما بودند؟ در کدام مقطع از زندگی تان احساس کردید که اعتماد به نفس لازم برای طراحی رادارید؟

 پدرم هنرمند و طراح داخلی بود. من در پنسیلوانیا بزرگ شدم، منطقه ای با پیشینهای غنی در صنعت و هنر که در آن، طراحی به عنوان شیوه ای برای نگریستن به دنیای پیرامون، همواره در جریان بود. و شوقی در من ایجاد شد نسبت به طراحی به عنوان چیزی که می تواند زندگی روزمره را ارتقاء دهد، هندسه و حرکت به سمت نورپردازی یا چیدمان بهتر فضا، آغاز راه بود. تا پیش از ورود به مدرسه طراحی رود آیلند (RISD) فکر می کردم مجسمه ساز شوم. شناختم نسبت به مجسمه سازی در تمرین های معماری من نفوذ کرد و یک نقطه عطف جالب برای آغاز کارم به وجود آورد. برنامه درسی هم فشرده و مفهومی بود که من را خیلی خوب آماده کرد. در همین زمان بود که توانایی ها و علایق گوناگون من را به سوی آرزوی طراح شدن پیش بردند. همچنین زمانی که در انجمن معماری لندن مشغول به تحصیل بودم، از اساتیدی مثل رم کولهاس (Rem Koolhaas)، برنارد شومی (Bernard Tschumi) و زاها حدید( Zaha Hadid) بهره بردم.

  • و برای الهام گرفتن به چه کسی یا چه چیزی می نگرید؟

از جهت معماری صرف، به آثار استادان مدرن همچون مایس (Mies)، نوترا (Neutra) و بارانان (Barragan) نگاهی دارم. همچنین عاشق طراحان مدرن فرانسه پل دو پرسفون  هستم. ولی آثار هنرمندان معاصر و حساسیت هنری ويره آنها نیز به همان اندازه برایم اهمیت دارد. برای مثال آرت یاورا (arte povera) و یا هنر زمینی ارت مانند پروژه های دفن زباله روبرت اسمیتسون

  • و چگونه به خلاقیت خود نیروی تازه می دهید؟

مردن و لخصلات انگشت شمار تنهایی. به نظرم گفتگوهای حضوری هنرمندان، بسیار مهیج بوده و ضیافت حواس و ذهن است اما، هیچ چیز نمی تواند جای چشم اندازها و ده عمومی و فضایی خود را دارند.  طراحی داخلی را بگیرد که از غرق شدن در فرهنگ ها و مکانهای مختلف به دست میاورید که هر یک، مشخصه های عمومی و فضایی خود را دارند .

  • و در بسیاری از پروژه ها، شما با استفاده از بغله در و پنجره و نورپردازی در محل تقاطع سقف، دیوار و کف، گوشه هاي فضا را غیرمادی می کنید. آیا هدفتان این است که به جای طراحی داخلی حجم بر سطح تاکید کنید؟ لطفا هدفتان را شرح دهید.

 این به خاطر ایجاد حس طراحی داخلی شناور بودن صفحه هایی است که در قالب حجمی تاثیر می گذارد و کمک می کند تا تعامل فریبندهای میان نور و فضا ایجاد شود. همچنین با القای حس وزن و بی وزنی، میخواهم تا تمایز میان فضای بیرون و درون را محو کنم. در نهایت می خواهم سطح اعمال ضروری ادراکی را بالاتر ببرم و آگاهی از فضا و جسمی که در آن حرکت می کند را عمیق تر کنم.

  •  به نظر می رسد نورپردازی در آثار شما بسیار مهم است. استراتژی های نورپردازی خود را چگونه خلق می کنید و نورپردازی چه اثری بر روی خوانش شما از فضا دارد؟ آیا با طراحان نورپردازی خاصی کار می کنید؟

ما اولین طراحانی نیستیم که نور را مهم ترین عامل پویایی فضا میدانیم ولی باید به چرخه نورپردازی، از نور روز تا نور شب و نحوه ارتباط آن به زندگی مشتریانمان توجه کنیم. باید برای شکل دهی به فضا میان نور طبیعی و مصنوعی تعادل ایجاد کنیم و چهارچوبی کاربردی و جذاب برای فعالیتهای مرتبط به دست دهیم، کارهایی مثل مشاهده آثار هنری، خرید، استراحت و حمام کردن. طی این سال ها، با تعداد زیادی طراح نور پرداز حرفه ای کار کرده ام مثل ویلیام آرمسترانگ (William Armstrong) و روس مویر (Ross Muir).

  • – خانه ای که در ایست هامپتون (East Hampton) طراحی کردید با بقیه کارهای شما فرق دارد، از این جهت که دورتادور خانه ای از پیش موجود به شیوه مینیمالیستی سنگ کاری شده و فضای بیرونی را شکل می دهد. با در نظر داشتن دیگر آثارتان، این کار را می توان یک پروژه معماری منظر قلمداد کرد. نظر شما درباره تفاوت ها و شباهت های طراحی داخلی، معماری و معماری منظر چیست؟

خانه بلپورت (Bellport) یک پروژه ویژه بود ولی فضای در حال عبور از بیرون به درون همیشه برای من هیجان انگیز بوده است. اولین پروژه ما برای جیل ساندر (Jil Sander) در پاریس، یک محوطه یا حیاط داخلی بود. طراحی داخلی اخیرا هم برای طبقه پنجم برگدوف گودمن (Bergdorf Goodman) سقف کر کره ای و نورپردازی، چیزی شبیه به آفتاب بعدازظهر را طراحی کرده ایم. ایده فضاهای بیرونی در طراحی عرشه مرکز راکفلر (Rockefeller) وجود داشت. در آنجا تراس هایی طراحی کردیم با صفحات شیشه ای نوری تا بیننده چشم انداز ویژه ای را تجربه کند. چه قرار باشد یک مبلمان طراحی کنیم و چه یک میدان شهری، نظم طراحی را چنان در نظر طراحی داخلی  می گیریم که اندازه ها و کاربری مناسب آن به درستی رعایت شده باشد.

  • رنگ غالب در کارهای شما سفید است. معماران دیگری مثل ریچارمیر (Richard Meier) و فیلیپ استارک ( Philippe Starck) نیز از سفید استفاده می کنند. شما چگونه سفید را در کارهایتان متمایز نموده اید؟

تفاوت شاید در عمق و تعداد سفیدهایی باشد که ما استفاده می کنیم. در محیطهای خالص تر، صرف نظر از اینکه کجا باشند، بین ۵ تا ۸ طیف مختلف از رنگ سفید را برای برجسته کردن یا سایه دادن به فضا استفاده می کنیم شبیه به طراحی داخلی کاری که زنان با لوازم آرایشی می کنند تا بعضی مشخصه های طبیعی ظاهر خود را تقویت یا محو کنند.

  • بوتیک اولتیمو Ultimo) در سانفرانسیسکو دارای رنگ های سرزنده ای است. چه چیز الهام بخش شما در استفاده از رنگ بوده است؟

ایده اولتیمو بر اساس یک جعبه چینی قرمز بود. باید یک شاهکار فضایی مهیج برای ورود به جهانی از تصاویر مینیاتوری حاصل میشد مثل سقوط آليس سرزمین عجایب در آینه و کشف جهانی سرشار از مجموعه های سفارشی طراحی داخلی زنانه با اشیای فریبنده و دلخواه که نور محیط در زیبایی شان اثر ملموسی دارد.

  • آیا ساختمان یا پروژه ای هست که تا کنون انجام نداده باشید ولی آرزوی انجامش را داشته باشید؟

 بسیار دغدغه دید هنری را داریم و فضاهایی را که برای مشاهده آثار هنری برپا می شوند، پس طبیعی است طراحی داخلی دوست داشته باشیم یک موزه را از اساس بسازیم. این چیزها به ذهنیت های ما کمک می کنند.

  • آیا می توانید دو یا سه فضای معاصر را نام ببرید که بر ش ما اثرگذار بوده اند و دلیلش را هم بگویید؟

 پروژه دهانه آتشفشانی اثر جیمز تورل (Roden Crater project, James Turrell) در آریزونا. ارتباط ماورایی میان زمین و جو و سلول ادراکی او. پروژه مزرعه آذرخش اثر والتر دوماریا(Lighting Field, Walter De Maria) در نیومکزیکو. زمینی مرتفع برای پرسه زدن که بر روی سنگ معدن آهن قرار دارد؛ همچنین جایی است با تأثیر عجیبی بر روی مورچه ها. پروژه بارانداز مارپیچ اثر روبرت اسمیتسون در یوتا. اثری ماند از که نشان میدهد بشر می تواند دست ساخته هایی سرشار از معنا داشته باشد.